یک جای عادی

نوشته های من یا گاهی نوشته های خوبی که به چشم م میان

یک جای عادی

نوشته های من یا گاهی نوشته های خوبی که به چشم م میان

نوشتن ذهن م رو مرتب می کنه. شاید نوشته هام تاثیر مهم ی در زندگی کسی نداشته باشن اما حال خودم رو خوب میکنه. این نوشته ها شاید واقعیت نباشن و شاید باشن.

خروج بی اجازه ممنوع!

چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۱، ۰۵:۰۰ ب.ظ

زنده گی دیگران به گمان م شبیه اتاق ی که دو در دارد نباشد. ماکزیمم یک در دارد و وقتی صاحب ش تو را راه داد دوباره در را روی ت قفل می کند. اگر اصرار کنی که از این اتاق، می خواهد به خاطر ساده گی اتاق باشد یا به خاطر هر چیز دیگری، خارج شوی احتمالا باید لگدی به در بزنی و با زور خودت را بیرون بیندازی. و این اعمال زور خراشی به در میندازد که شاید از بیرون قابل رویت نباشد اما صاحب اتاق می بیند که چه به روز این در آمده. فقط کافی ست چهار پنج نفر وارد شوند و بخواهند این گونه از اتاق بیرون بروند. یا در خراب می شود و بعد از آن هر کسی هر موقعی که خواست برای بازدید این موزه وارد می شود و به دل خواه ش خارج می شود. یا این که صاحب اتاق کلید را دور می اندازد و دیگر کسی را به اتاق ش راه نمی دهد.

دیروز یا پریروز بود که روی در تابلویی گذاشتم : لطفا مدت حضور تان را مشخص کنید تا وضع من مشخص شود.

  • محمد ابراهیمی

نظرات  (۷)

هر ورودى، خروجى را هم در پى دارد!
پاسخ:
خب حداقل با اجازه باشه
بی اجازه خیلی بد ه!
درمورد درباره‌ی وبلاگ هم خواستم بگم
نوشتن حال ِ اهالی نوشتن رو اغلب خوب میکنه!
پاسخ:
اوهوم
:-)
بی اجازه به دلم آمدی و حالا هم اصرار داری که بروی
رفتی اما دل من ... حالا با خودش کنار آمده... حالا قفل در را عوض کرده...
حالا به تو گاهی ... فقط گاهی فکر می کند....
پاسخ:
شما متن های منو قشنگ تر می کنی به عنوان نظر میدی
این نظرا خودشون می تونن یه پست بشن

دل و قانون؟

 

پاسخ:
دل و قانون.
اوهوم
میشه که هدفمند ش کرد حداقل
در راستای سالم موندن ش
ممنون
چون نوشته هاتو با تمام وجود حس میکنم
و می تونم حرف دلمو بنویسم :)
پاسخ:
:-)
مشکل اینجاست که وقتی میان میگن مدتهای زیادی هستیم ولی زودی به فکر خروج میفتن و بهم میزنن قوانین رو!
پاسخ:
دیگه مجبوریم فرض رو بذاریم روی صداقت افراد
  • اندراحوالات من و اینجانب
  • ورود باید با اجازه باشه ، خروج معمولا ناگزیره ، اجازه نمیخواد که . گاهی آدم برای اینکه صابخونه رو بیدار نکنه ، شبونه ، بیصدا میره ، یه یاد داشت کوچولو هم واسه صابخونه میذاره و تشکر میکنه ، اگه با معرفت باشه .
    پاسخ:
    خب آخه در قفل ه و کلید دست خود صابخونه وگرنه طرف بیاد فارسی صحبت کنه بگه آقا من نمی خوام، به قول اون پیرمرد ه دوشواری نداره که.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">